تبليغاتX
راه توسعه
اینجا فرصتی است برای خواندن و نوشتن؛ بویژه درباره فرهنگِ توسعه. همین!

دوشنبه ظهر، برای تحويل مدارک مربوط به فراخوان سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور درباره اعتباربخشی و نظارت بر آموزشگاه های آزاد و فنی و حرفه ای، طبق هماهنگی قبلی به مرکز شماره 1 آموزش فنی و حرفه ای استان مراجعه کردم. بالطبعِ نزديک بودن پایان ساعت اداری، مسئول اطلاعات درب ورودی مرکز در اتاقش حضور نداشت و از این رو برای یافتن مدیر مرکز، اولین درب ورودی ساختمان را دق الباب کرده و به آرامی وارد شدم.سالنی بود که دورتادور آن را میزهای اداری همانند مبلمان سالن برگزاری انتخابات سراسری چیده بودند. تعدادی از برادران و خواهران مسئول و متعهد که تعهد و خدمتگزاری از سر و رويشان می بارید در اطراف میزها می لولویدند و در طرف دیگر میزها نیز چند نفر که از ظاهرشان افسردگی و پریشانی می بارید اندکی خم شده و با دست به لبه میزهای موجود تکیه داده و بالای سر خواهر يا برادر نشسته آن طرف میز، سایبانی از نگاه های حسرت بار ساخته بودند.با توجه به اینکه ساختمان یاد شده یکی از ...


متن کامل
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 15:54  توسط ابوالحسن گنخکی  | 

عصر جمعه وقتي از دير بر مي گشتم بوشهر، در راه با تماشاي کشتزارهاي خشکيده، به ياد سال هاي پرباراني افتادم که در چنين زماني کمباين هاي سبزرنگ از کازرون و مرودشت سرازير مزارع و کشتزارهای شهرها و روستاهاي بوشهر شده و گندم و جو درو مي کردند.

اما آنچه در هنگام بازگشت ديدم بسيار بر تأثرم افزود. کشاورزاني را مي ديدم که به جاي همراهي کمباين ها، خود چون زمان هاي قديم داسي بلند و قوس دار به دست گرفته و به درو مشغول بودند. تعداد کمباين ها را در اين مسير 200 کيلومتري به تعداد شايد 2 دستگاه بيشتر نديدم. دامداراني را ديدم که با چهره اي عبوس بزها و گوسفندهاي خود را در گندم زارهايي که به درو نرسيده جوانمرگ شده اند، رها کرده و ...

متن کامل
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 12:47  توسط ابوالحسن گنخکی  |