تبليغاتX
راه توسعه - سرنوشت بی نظیر بوتو در انتظار میرحسین موسوی؟
اینجا فرصتی است برای خواندن و نوشتن؛ بویژه درباره فرهنگِ توسعه. همین!
این روزها خیلی ها می کوشند الگویی خارج از مرزهای ایران برای رفتار میر حسین موسوی معرفی کنند. برخی شیوه مبارزه او را چون نلسون ماندلا رهبر تاریخی آفریقای جنوبی در مبارزه با رژیم آپارتاید و برخی دیگر شیوه او را همانند ماهاتما گاندی رهبر فقید هند که با سیاست نفی خشونت استعمار انگلیس را از هند بیرون کرد، می دانند. چند روزی است سخت به این می اندیشم که عاقبت این مبارزه چه خواهد شد. الگوهای زیادی را در ذهنم بررسی کردم اما در نخستین مبنا در می یافتم جامعه ایرانی با جامعه ای که رهبران آزادی بخش دیگر دنیا در آن مبارزه کرده اند چندان اشتراک پر رنگی ندارد. به عبارت دیگر تفاوت ها بسی پر رنگ است. ناخواسته ذهنم رفت به رویدادهای چند ماه پیش در پاکستان. کشوری که سال هاست با بحران های عجیبی رو بروست و البته مردم آن اشتراکات فرهنگی و اجتماعی زیادی با مردم ایران دارند. بی نظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان پس از سال ها تبعید برای مبارزه با آنچه دیکتاتوری ژنرال مشرف نامیده می شد به کشورش بازگشت و در جریان رقابت های انتخاباتی ناگهان بمبی کنترل شده در کنارش منفجر شد و به همراه تعداد زیادی از هوادارانش به تاریخ پیوست. پس از او همسرش آصف علي زرداري که سال ها به اتهام فساد مالی در زندان بود به عالی ترین جایگاه رسمی قدرت در کشور پاکستان دست یافت. گرچه بی نظیر نتوانست بار دیگر به قدرت برسد و آرمان هایش را پیگیری نماید اما پس از او، پاکستانی ها سخت حامی تفکر او و حزب او شدند و همراهانش در انتخاباتی دموکراتیک به مراکز عالی قدرت دست یافتند. در جریان تجمع گسترده و درگیری های دیروز در تهران و دیگر مراکز استان ها، رسانه ها از مهندس موسوی نقل قول کردند که وی گفته امروز غسل شهادت کرده ام و اگر بازداشت شدم شما به مبارزه ادامه دهید. البته بعداً تکذیب شد که اساساً وی در این راهپیمائی حضور نداشته است. با این حال به نظر می رسد طرح چنین مباحثی نشان می دهد سناریوهای متفاوتی برای ادامه این راه قابل تصور است. از جمله سرنوشت بی نظیر بوتو برای میرحسین موسوی. چرا که هر دو اشتراکات زیادی داشته و دارند. درست است که جامعه ایرانی و پاکستان قابل مقایسه نیست؛ حداقل در بعد امنیتی اما درگیری های چند روزه اخیر نشان داد جامعه ایرانی ظرفیت حداقلی برای داشتن اشتراک با جامعه پاکستانی برخوردار است. هر دو روزگاری نخست وزیر و رئیس دولت بوده اند و پس از سال ها دوری از قدرت و تبعیدی خواسته یا ناخواسته دوباره به صحنه سیاست و رقابت های انتخاباتی باز گشته اند. بی نظیر بوتو می خواست ژنرال پرویز مشرف که با کودتا به قدرت رسیده بود را از مصدر امور کنار بزند. در ایران نیز اکنون میرحسین موسوی پس از سال ها دوری از امور اجرائی با حمایت گسترده مردم می خواهد با کنار زدن محمود احمدی نژاد و طیف مقتدر حامی وی جمهوریت نظام اسلامی را قوام بیشتری ببخشد. در شرایط فعلی که درگیری میان حامیان دو طرف سخت تر و خشن تر شده و حتا در این میان تعدای از هموطنان آزادی خواه نیز شربت شهادت نوشیده اند، امکان دارد با تکرار تاریخ سرنوشت تلخ بی نظیر بوتو برای میرحسین موسوی رقم بخورد. البته تصور می شود این اتفاق تلخ برای میرحسین موسوی نه از جانب اقتدارگراهای درون کشور بلکه از جانب گروه ها و مخالفین نظام که خواستار تشنج، درگیری و ناآرامی و اضمحلال کشور اند صورت پذیرد و میر حسین موسوی در انفجاری مهیب در پایتخت ترور شده و گره فعلی سیاست کشور کورتر شود. درگیری های فعلی و اصرار صورت گرفته برای اعمال نتیجه اعلام شده توسط ستاد انتخابات کشور فضا را برای عرض اندام دشمنان نظام و خشونت ورزی بیشتر مناسب ساخته است. با همه این حدس و گمان ها، این نوشته پیش فرض هائی دارد و نگارنده سخت امیدوار است شورای نگهبان قانون اساسی پیش از رخداد هر واقعه ناگواری تصمیمی تاریخی اتخاذ کند تا نظام جمهوری اسلامی همچنان مقتدر بماند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 23:9  توسط ابوالحسن گنخکی  |